انسانگرایی یک روش بسیار موثر برای توسعه انسانی است . آن به همان اندازه که با مسئولیت اجتماعی همراه است ، مربوط به رشد فردی است . شاید این رویکرد اغلب و جامع به فلسفه اخلاقی است که بشر تا به حال ابداع کردهاست .
- ۱ نظر
- ۱۴ بهمن ۹۷ ، ۱۵:۰۵
- ۱۲۹۳ نمایش
انسانگرایی یک روش بسیار موثر برای توسعه انسانی است . آن به همان اندازه که با مسئولیت اجتماعی همراه است ، مربوط به رشد فردی است . شاید این رویکرد اغلب و جامع به فلسفه اخلاقی است که بشر تا به حال ابداع کردهاست .
زمانی که واژه " انسانگرایی " اولین بار پذیرفته شد ، نامعلوم است . با این حال ، مشخص است که هم در ایتالیا و هم پذیرش مجدد حروف لاتین به عنوان اصل فرهنگ انسانی ، مسئول نام انسان گرایان هستند و تقلید و تولید مثل شکلهای ادبی آن در " یادگیری جدید " بیان شدهاست ؛ این در مقایسه با فرد گرایی قرون وسطایی در تضاد بود . در زمان دور ، اراسموس ، و لوتر ، واژه "umanisa " برابر با عبارت " classicist " یا " استاد کلاسیک " بود .
مارکس چهره بزرگی است. هیچگاه نمی توان این حقیقت را انکار کرد.اندیشه های
مارکس تاثیرات شگرف و بسیار زیادی بر تاریخ بشریت در قرن نوزدهم و پس از آن
گذارده است. هنوز هم بسیاری از اندیشمندان با هر گرایشی برای صحه نهادن بر
سخنان خود از نام مارکس استفاده می کنند. شرایط اجتماعی که مارکس در ان می
زیست سبب شد او در مهد استعمار و نابرابری جهان ,یعنی بریتانیا بر علیه نابرابری ها
دست به خیزش و نبرد بزند.
خیزشی که با مرگ خود آنرا کامل نمود.اما اندیشه های او همچنان می تواند چراغ راه
بسیاری از جویندگان راستی باشد.
هدف از نگارش این کتابچه آشنایی هر چه بهتر و بیشتر نسل جوان با اندیشه های
سیاسی و اجتماعی کارل مارکس می باشد.
از میان بزرگترین رجال طبرستان و دیلم که مدتهای متمادی با سامانیان و سپاهیان خلیفه عباسی
برای تحصیل قدرت و استقلال در زد و خورد بودند ، ابوالحجاج مرداویج پسر زیار پسر
مردانشاه ، از همه بزرگتر و شجاعتر بوده است . وی منسوب هب خاندان امرای گیلان بوده که
از طرف مادری از اعقاب سپهبدان رویان به شمار می رود.
اکنون که از پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی با عراق ساال ها می گذرد
ارزش ها و آرمان های اصیل و ارزش های اسلامی را بایست در جامعه بیابیم
که این امار در زماانی انجاام می گیرد که که فرهنگ مرگ در جامعه بنیادینه گردیده.
اصولاً یکی از مسائل مهم جامعه ای که مدعی حضور گفتگوی تمدن هست .....
شور میهن پرستی و ایران دوستی فردوسی او را بر آن داشت که از دانش خود برای سرودن شاعتامه بهره گیرد.
نَهاد یا نهاد اجتماعی که در مواردی موسسه یا سازمان اجتماعی نیز نامیده شده است یکی از ساختارهای اجتماعی است.
برای اجرای مدیریت شهری و کشوری در شهرها و روستاها سازمانها و ارگانهای گوناگون دولتی مستقر شدهاند. ادارات کل و نهادهای مربوطه معمولاً در شهرهای بزرگ یا مراکز استانها قرار دارند. تعداد این نهادها در ایران به بیش از 130 عدد میرسد. نهاد واژهای عمومی دربرگیرند? اداره، ستاد، کمیته، بنیاد، سازمان، ارگان، تعاونی، نهضت، جمعیت، انجمن، سرپرستی، مرکز، کانون، آموزشگاه، وزارتخانه، شرکت، تشکل، موسسه، بنگاه و غیره است که کمابیش هرکدام تعریف خود را دارد و حوزه و قوانین کاری هر گونه از نهادها با هم مقداری تفاوت دارد.
نهاد اجتماعی را در یک معنی به "الگوی رفتار منظم و بادوام و پیچیده که بهوسیله آن کنترل اجتماعی صورت میگیرد "اطلاق گردیده است.
"دورکیم" تعریفی که از جامعهشناسی نموده آن را علم به نهادهای اجتماعی میداند مقصود ولی از نهاد اجتماعی مجموعهای از اصول و مقررات است که در جامعه بنیان یافته و بر رفتار فرد ناظر است بطوریکه سرپیچی از آنها مشکل و گاهی غیر مقدور است و در این مورد نهاد را به همه عقاید و شیوههای رفتاری اطلاق نموده است که اجتماع نهاد یا تاسسیس کرده است.
مارسل موس جامعه شناس فرانسوی که شاگرد دورکیم است در تعریف نهاد میگوید: "نهاد اعمال و افکاری اجتماعی اند که فرد در بدو تولد آنها را در مقابل خود ساخته و پرداخته مییابد و انتقال این اعمال و افکار غالباً از راه آموزش صورت میگیرد "و بالاخره مالینوفسکی مردمشناسی انگلیسی لهستانی الاصل نهاد اجتماعی را "اجزاء واقعی فرهنگ میداندکه دارای حساس ملاحظهای با دوام , عمومیت و استقلال است ".
اگبرن و نیم کف نیز نهاد اجتماعی را به "مجموعهای از پوششهای اجتماعی اطلاق نمودهاند که ناظر بر هدف یا هدفها و کارکردهای معینی بوده و کل یگانهای را بوجود میآورد"
بطور کلی با در نظر گرفتن ویژگیهای نهاد اجتماعی , میتوان آنها را "مجموعهای از الگوهای رفتار و اعمال و افکاری تلقی نمود که دارای هدف , کارکرد و ضرورت و عمومیت و دوام بوده , خود را کم و بیش به فرد تحمیل نموده و فرد پس از تولد آنها را ساخته و پرداخته در مقابل خود میبیند "مثال مشخص این تعریف خانواده است که تداوم جامعه انسانی بدان بستگی داشته و تمام جوامع اعم از ابتدائی یا پیشرفته پای بند اصول و مقررات آن بوده و در حفظ و باقی آن میکوشند. افراد بدنیا میآیند و از بین میروند و در حالیکه نهادهای نخستین اجتماعی مانند خانواده و دولت پابرجا بوده و در طول نسلهای متمادی هدفهای آشکاری را تعقیب میکنند. نهادهای نخستین اجتماعی از استمرار و دوام در طول تاریخ برخوردارند, چرا که به تدریج و آرام تغییر نموده و در مقابل جریانهای مخالف مقاوم اند.
واقعیت درمانی مجموعهای از اصول نظری و عملی است که در دهة 1950 میلادی توسط روانپزشکی به نام ویلیام کلاسر مطرح شد و در سال 1965 میلادی مبانی آن در کتاب واقعیت درمانی به طور منظم و سازمان یافتهای انتشار یافت. واقعیت درمانی نوعی روان درمانی است که در آن سعی میشود با توجه به مفاهیم واقعیت، مسئولیت، امور درست و نادرست در زندگی فرد، به رفع مشکلات او کمک شود.
در این نظریه از طریق تعیین طبیعت انسان، تعیین قوانین رفتاری و طرح چگونگی فرایند درمان، به افرادی که نیازمند کمک و روانیاری هستند کمک میشود
رسانه های ارتباط جمعی میلیونها انسان متعلق به فرهنگهای متنوع را به یکدیگر پیوند می دهند و از این طریق انبوه مردم دنیای وسیع و پرتنوع امروز به کمک کامپیوترها و ماهواره ها مانند یک روستای کوچک از مسائل و مشکلات هم باخبر می شوند. جملة مشهور مک لوهان که «رسانه تداوم جسم و تواناییهای ماست» بیانگر این مطلب است. رسانه های جمعی امروز توانسته اند نظام عصبی ما را به نحوی گسترش دهند که جهان ما به مثابه یک دهکدةجهانی فرض می شود. درچنین وضعی مسائل مردم اقصی نقاط دنیا «مسئله ما» تلقی میگردد. «تصور و ادراک ما از مردم و رویدادهای دنیا،درچنین شرایطی ، به مقدار زیادی بستگی به تصویری دارد که از طریق وسایل ارتباط جمعی به ما منتقل می شود دنیایی که باید با جنبه های سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن مواجه شویم، غیر قابل دسترسی ، غیر قابل مشاهده و در بسیاری موارد دور از ذهن ماست. این دنیا باید از طریق وسایل ارتباط جمعی برای ما شناخته و تبیین شود.»
زندگی اجتماعی ما به نحو غیر قابل باوری با مسائل برون مرزی پیوند خورده و نزدیک شده است. فرایندهای جهانی شدن از جمله مهمترین دگرگونیهای اجتماعی هستند که در زمان ما رخ می دهند و آن نوع تحلیل جامعه شناختی که خود را به بررسی جوامع منفرد محدود می کند بیش از پیش کهنه شده است.
پیشرفت و گسترش ارتباطات در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان را به یک نظام اجتماعی واحد تبدیل کرده است و در این وضعیت زندگی افراد بیش از پیش از فعالیتها و رویدادهایی تاثیر می پذیرند که کاملاً دور از زمینه های اجتماعی ای رخ می دهد که در آن فعالیتهای هر روزة خود را انجام می دهند و این ناشی از برد جهانی رسانههاست.
بنابراین در زندگی روزمرةکنونی، ما متکی به اطلاعاتی هستیم که از طریق وسایل ارتباط جمعی به دست می آوریم . اطلاعاتی که آگاهیهای ما راجع به دنیای برون را شکل می دهند تا بر آن اساس برنامه های خود در سطوح فردی و ملی را طراحی کنیم.